جلال جلالى زاده

199

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

نعمت‌هايى را كه خداوند به او داده است ، در همان راهى كه خداوند خواسته به كار گيرد . شهرت حديث : حديث مشهور حديثى است كه راوى آن در اول سند يك نفر و سپس در آخر سند راويان زيادى كه به حد تواتر برسند آن را روايت كنند . شهرت عملى : آن است كه در بين فقها عمل به روايت و فتوا دادن به آن مشهور شود و فقهاى بسيارى برآنند كه شهرت ، عمل به روايت را تقويت مىكند . هرچند از حيث سند ضعيف باشد . شهرت فتوائيه : مراد از آن شهرت فتوا در بين فقها همراه با جهل به مدرك و دليل آن است و اين شهرت موجب مقبوليت فتوا در نزد اكثر علما نمىشود . شورى : طلب شناخت رأى ديگران درباره‌ى يك مسأله . نظر دانشمندان و انديشمندان درباره‌ى موضوعى كه مستقيما نصى از كتاب و سنت درباره‌ى آن نيامده است . مانند مشورت با علما و متخصصان درباره‌ى موضع‌گيرى شرعى درباره‌ى مسائل جديد ، مانند تلقيح مصنوعى . شىء : آن‌چه كه درست است دانسته شود چه معدوم و چه موجود . گفته‌اند : شىء يعنى وجود و در نزد اهل سنت نام همه‌ى موجودات است چه عرض يا جوهر . موجودى است كه در خارج ثابت و تحقق يافته است . ثبوت ، تحقق ، وجود و كون ، الفاظ مترادفند . شك : آن‌چه كه طرفينش متساويند ، جايز دانستن دو امر كه بر يكديگر مزيتى ندارند . شك ، گونه‌اى از جهل و اخص از آن است ؛ چون جهل ناآگاهى به دو نقيض است . پس هرشكى جهل است ، ولى هرجهلى شك نيست .